|
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته قدم بردارید ، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
|

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟
جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت ...
نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .
تو تـنها نـيـسـتـي .
تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري،
قلب ميزارم که جا بدي،
اشک ميدم که همراهيت کنه،
ومرگ که بدوني برميگردي پيشم...
دختر جوانی برای یک ماموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل می شود.
پس از دو ماه نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند.
به این مضمون :
لورای عزیز متاسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه دهم.
و باید بگویم در این مدت ده باربه تو خیانت کردم.و می دانم که نه تو و نه من شایسته این
وضع نیستیم .من را ببخش و عکسی را که به تو دادم برایم بفرست .
با عشق : روبرت
دختر جوان رنجیده خاطر از رفتار مرد از همه دوستان و همکارانش می
خواهد که عکسی از برادر؛ نامزد ؛ پسرعمو ؛ پسردایی ... خودشان به او قرض دهند.
و همه آن عکس ها را که ۵۶ تا بودند با عکس روبرت
نامزد بی وفایش در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست
می کند به این مضمون :
روبرت عزیز ؛ مرا ببخش ؛ اما هرچه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم.
لطفا عکس خودت را از میان عکس های توی پاکت جدا کن و بقیه را به من برگردان .