تبليغاتX
دلکــــــده
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته قدم بردارید ، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
 
 
 

مـردي در کـنـار سـاحـل دورافـتـاده اي قـدم مـيزد .

مـردي را در فـاصله ی دور مـي بيند که مـدام خـم مـيشود و چـيـزي را از روي زمين

بـر مـيدارد و توي اقـيـانـوس پـرت مـيکـنـد. نـزديـک تـر مـي شـود،

مـيـبـينـد مـردي بومـي صـدفهايي را کـه بـه سـاحـل مـي افـتـد در آب مـيانـدازد.

- صـبـح بـخـيـر رفـيـق، خـيـلي دلـم مـيـخـواهـد بـدانـم چـه مـيـکـنـي؟

- ايـن صـدفـها را در داخـل اقـيـانـوس مـي انـدازم .

الآن مـوقـع مـد دريـاسـت و ايـن صـدف هـا را دريـا بـه سـاحل  آورده

و اگـر آنـهـا را تـوي آب نيندازم از کـمبـود اکـسـيـژن خـواهـند مرد.

- دوسـت مـن! حـرف تـو را مـي فـهـمـم ولـي در ايـن سـاحـل هـزاران

صـدف ايـن شـکـلـي وجـود دارد.تـو کـه نـمـيتـوانـي آنـهـا را بـه آب بـرگرداني خـيلي 

زيـاد هـسـتـنـد و تـازه هـمـيـن يـک سـاحـل نـيـسـت.

نمـي بـيـني کـار تـو هـيـچ فـرقـي در اوضـاع ايـجـاد نـميـکند ؟ مـرد بـومي 

لبـخـنـدي زد و خـم شـد و دوبـاره صـدفـي بـرداشـت و بـه داخـل دريـا انـداخـت و گـفـت:

" بـــراي ايـــن يــکــي اوضــاع فــرق کــرد . "

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 22:42  توسط رونیکا  |